وضعیت صرافی‌های ارز دیجیتال ایرانی در جنگ ۴۰ روزه و قطع اینترنت؛ سرمایه‌ها کجا امن‌ترند؟

قطع اینترنت صرافی

​وقوع درگیری‌های بی‌سابقه نظامی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا که در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای از آن با عنوان «جنگ ۴۰ روزه» یا «جنگ رمضان» یاد می‌شود، یکی از سهمگین‌ترین شوک‌های ساختاری را به اقتصاد کلان و زیرساخت‌های فناوری اطلاعات منطقه وارد کرد. این تقابل نظامی که با شکسته شدن تابوهای تاریخی نظیر حمله مستقیم به پایگاه‌های نظامی آمریکا و متقابلاً حملات بی‌سابقه به زیرساخت‌های حیاتی و سایبری داخل خاک ایران همراه بود، هزینه‌هایی بالغ بر یک تریلیون دلار در ابعاد جهانی به همراه داشت و موجب سقوط بازارهای مالی و اختلال در عرضه انرژی شد.

​با این وجود، یکی از مخرب‌ترین پیامدهای این بحران برای شهروندان و فعالان اقتصادی داخل کشور، اعمال طولانی‌ترین و گسترده‌ترین قطع سراسری اینترنت در تاریخ ارتباطات ایران بود. این خاموشی دیجیتال که دقیقاً از تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴ (۸ ژانویه ۲۰۲۶) آغاز شد و بیش از ۸۸ روز (معادل ۲۰۹۰ ساعت) به طول انجامید، اکوسیستم پویای اقتصاد دیجیتال کشور را در آستانه فروپاشی قرار داد. در این میان، بازار ارزهای دیجیتال و صرافی‌های بومی که حیات آن‌ها وابستگی مطلقی به جریان آزاد داده‌ها، همگام‌سازی با شبکه‌های بلاک‌چینی جهانی و کشف قیمت لحظه‌ای دارد، در کانون این طوفان قرار گرفتند.

​گزارش تحلیلی پیش رو، با واکاوی عمیق داده‌های زیرساختی، اقتصادی و نهادی، به بررسی عملکرد استراتژیک صرافی‌های رمزارز ایرانی در طول دوران قطع اینترنت می‌پردازد. در این مسیر، علاوه بر تحلیل رویکردهای کلان رگولاتوری نظیر انسداد درگاه‌های پرداخت توسط بانک مرکزی، عملکرد تک‌تک بازیگران اصلی بازار شامل نوبیتکس، والکس، رمزینکس، بیت‌پین، صرافکس، او ام پی فینکس، ارزینجا، ارزپلاس، اکسیر، بیت ۲۴ و توایکس مورد کالبدشکافی دقیق قرار گرفته و وضعیت فعلی خدمات آن‌ها در فاز بازیابی (خرداد ۱۴۰۵) ارزیابی می‌شود.

​معماری خاموشی دیجیتال و پیامدهای کلان اقتصادی

​برای درک مقیاس بحرانی که صرافی‌های ارز دیجیتال با آن مواجه شدند، بررسی کالبدشکافانه نحوه قطع اینترنت ضروری است. بر اساس داده‌های ثبت شده در رادار کلودفلر (Cloudflare Radar)، فرآیند ایزولاسیون شبکه ایران به صورت مرحله‌ای و هدفمند اجرا شد. در ساعت ۱۵:۵۰ روز ۱۸ دی ۱۴۰۴، میزان دسترسی به فضای آدرس‌دهی IPv6 به سطحی نزدیک به صفر سقوط کرد و متعاقب آن در ساعت ۲۰:۳۰، با کاهش شدید فضای آدرس‌دهی IPv4، ترافیک ورودی و خروجی بین‌المللی شبکه اینترنت ایران به طور کامل متوقف گردید.

​این رخداد به معنای اجرای کامل معماری «اسپیلینترنت» (Splinternet) یا شبکه ملی اطلاعات بود؛ فضایی که در آن ارتباطات داخلی (اینترانت) برقرار است، اما هرگونه دسترسی به نودهای جهانی، سرورهای ابری بین‌المللی و پایگاه‌های داده خارج از کشور ناممکن می‌شود. برآوردهای رسمی و گزارش‌های انجمن‌های تخصصی از جمله انجمن بلاکچین ایران نشان می‌دهد که این قطعی ارتباطات، روزانه حدود پنج هزار میلیارد تومان خسارت مستقیم به همراه داشته و در مجموع زیانی بالغ بر ۳۰۰ تا ۷۰۰ هزار میلیارد تومان به اقتصاد دیجیتال کشور تحمیل کرده است.

شاخص بحرانداده‌های ثبت شدهپیامد مستقیم بر بازار رمزارز
تاریخ آغاز قطعی۱۸ دی ۱۴۰۴ (۸ ژانویه ۲۰۲۶)توقف ناگهانی ارتباط سرورهای تطبیق صرافی‌ها با بازارهای جهانی
مدت زمان خاموشی۸۸ روز (۲۰۹۰ ساعت)طولانی‌ترین دوره عدم دسترسی کاربران به دارایی‌های بین‌المللی
خسارت اقتصادی۳۰۰ تا ۷۰۰ هزار میلیارد تومانکاهش شدید نقدینگی در گردش و توقف توسعه زیرساخت‌های پلتفرم‌ها
وضعیت شبکهقطع BGP و توقف ترافیک IPv4/IPv6از کار افتادن کیف پول‌های غیرکاستودی نظیر تراست ولت و متامسک

​در این فضای تاریک، مفاهیمی نظیر «اینترنت طبقاتی» و «اینترنت پرو» ظهور کردند. پلتفرم‌های بزرگ و نهادهای دارای توانایی مالی توانستند با پرداخت هزینه‌های گزاف (در مواردی تا ۶۰ میلیون تومان در بازارهای غیررسمی) به دسترسی‌های محدود بین‌المللی دست یابند، در حالی که میلیون‌ها کاربر خرد، فریلنسرها و معامله‌گران ارزهای دیجیتال در ایزولاسیون کامل قرار گرفتند. این عدم تقارن اطلاعاتی، زمینه‌ساز رانت‌های بی‌سابقه در بازارهای مالی و از بین رفتن سرمایه اجتماعی کسب‌وکارها شد.

تقاطع بحران‌ها: انسداد درگاه‌های پرداخت و سیاست‌های انقباضی بانک مرکزی

​بحران فنی ناشی از قطع اینترنت، با یک شوک عظیم رگولاتوری تشدید شد. همزمان با آغاز تنش‌های نظامی و جهش قیمت ارز در بازارهای غیررسمی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با هدف کنترل تقاضای سفته‌بازانه، اقدام به مسدودسازی کامل درگاه‌های پرداخت اینترنتی (IPG) تمامی صرافی‌های رمزارزی نمود. این تصمیم، شریان حیاتی ورود ریال به اکوسیستم اقتصاد دیجیتال را مسدود کرد و باعث شد پلتفرم‌هایی که با استقرار بر شبکه ملی اطلاعات توانسته بودند رابط کاربری خود را حفظ کنند، از نظر جریان نقدینگی کاملاً فلج شوند.

​بررسی‌ها نشان می‌دهد که بانک مرکزی از شرایط ملتهب جنگ به عنوان اهرمی برای اعمال کنترل‌های سخت‌گیرانه استفاده کرده است. سیاست‌گذاران پولی برای بازگشایی مجدد درگاه‌ها، شروط بی‌سابقه‌ای را به پلتفرم‌های رمزارزی تحمیل کردند که شامل الزام به دسترسی برخط نهادهای ناظر (نظیر شاپرک) به ریزتراکنش‌ها و داده‌های هویتی کاربران، محدودسازی ساعات شارژ کیف پول ریالی به بازه ۹ صبح تا ۳ بعدازظهر، و همچنین تعیین دامنه نوسان محدود و مصنوعی (حداکثر ۴ درصد) برای معاملات زوج ریال-تتر بود. افزون بر این، در صورت عبور قیمت از این دامنه نوسان دستوری، هسته معاملات صرافی‌ها ملزم به توقف ۳۰ دقیقه‌ای ثبت سفارشات جدید بودند.

​این رویکرد انقباضی با واکنش شدید فعالان اکوسیستم و نهادهای صنفی از جمله انجمن فین‌تک مواجه شد. کارشناسان استدلال کردند که مسدودسازی درگاه‌های شفاف صرافی‌های رسمی، نه تنها به کنترل نرخ ارز کمکی نکرده، بلکه میلیون‌ها کاربر را به سمت بازارهای زیرزمینی، معاملات تلگرامی و شبکه‌های غیررسمی سوق داده که پیامد آن افزایش تصاعدی کلاهبرداری، پولشویی و خروج بی‌ضابطه سرمایه از کشور بوده است.

​راهبردهای تاب‌آوری صرافی‌ها در دل تاریکی: تحلیل لایه‌بندی زیرساخت‌ها

​قطعی ارتباط با اینترنت بین‌الملل، آزمون نهایی معماری زیرساختی صرافی‌های ایرانی بود. ماهیت یک پلتفرم تبادل ارز دیجیتال بر ارتباط لحظه‌ای با اوراکل‌های قیمتی، نودهای بلاک‌چینی و استخرهای نقدینگی جهانی استوار است. با قطع این ارتباطات، صرافی‌ها به سه لایه متمایز از نظر تاب‌آوری و کارایی تقسیم شدند.

​لایه اول شامل پلتفرم‌های فعال و تاب‌آور بود که توانستند موتورهای تطبیق (Matching Engines) خود را به طور کامل بومی‌سازی کرده و با استفاده از سرورهای داخلی و تونل‌های ارتباطی امن (مانند خطوط ماهواره‌ای یا شبکه‌های اختصاصی بانکی)، تراکنش‌های کاربران را حتی به صورت دستی و با تاخیر پردازش کنند. لایه دوم به صرافی‌های محافظه‌کار اختصاص داشت که با وجود فعال نگه داشتن رابط کاربری در شبکه ملی اطلاعات، برای جلوگیری از ضررهای ناشی از آربیتراژ منفی و اختلاف قیمت با بازارهای جهانی، واریز و برداشت‌های رمزارزی و در مواردی کل معاملات را متوقف کردند. لایه سوم متعلق به پلتفرم‌هایی بود که به دلیل وابستگی مطلق به خدمات ابری خارجی (مانند AWS یا Hetzner) و عدم بومی‌سازی لایه DNS، به طور کامل خاموش شده و کاربران خود را در وحشت از دست رفتن سرمایه رها کردند.

راهبردهای تاب‌آوری صرافی‌ها در دل تاریکی: تحلیل لایه‌بندی زیرساخت‌ها

​با تکیه بر داده‌های مستخرج از گزارش‌های رسمی، پایش‌های میدانی و تحلیل پلتفرم‌های مرجع مقایسه‌ای نظیر توکن‌باز، عملکرد دقیق هر یک از صرافی‌های برجسته ایرانی در طول بحران دی ۱۴۰۴ و فرآیند بازیابی آن‌ها در خرداد ۱۴۰۵ مورد بررسی قرار می‌گیرد.

​نوبیتکس (Nobitex): انطباق مهندسی با شرایط فورس‌ماژور

​نوبیتکس به عنوان یکی از باسابقه ترین پلتفرم‌های کشور با هشت سال سابقه فعالیت، توانست موقعیت خود را در لایه اول تاب‌آوری تثبیت کند. با قطع سراسری اینترنت، نوبیتکس وب‌سایت و اپلیکیشن خود را بر بستر شبکه ملی اطلاعات زنده نگه داشت. چالش اصلی این مجموعه، قطع ارتباط API با شبکه‌های جهانی برای انجام برداشت‌های کریپتویی بود. راهکار مهندسی نوبیتکس در این شرایط، تغییر مکانیزم تسویه از حالت «خودکار» به «دستی و ایزوله» بود. تراکنش‌های کاربران در یک محیط ایزوله از شبکه (Air-gapped) به صورت دسته‌ای امضا شده و سپس از طریق ارتباطات رده‌بالا و واسطه‌ای به بلاکچین ارسال می‌شدند. اگرچه این رویکرد زمان پردازش را به شدت افزایش داد، اما از مسدود شدن کامل دارایی‌ها جلوگیری کرد و نقش بسزایی در حفظ اعتماد کاربران ایفا نمود. در خرداد ۱۴۰۵، خدمات این صرافی به حالت عادی بازگشته و زیرساخت‌های آن برای بحران‌های مشابه مقاوم‌سازی شده است.

​والکس (Wallex): مدیریت ریسک از طریق توقف کشف قیمت

​استراتژی والکس در طول بحران ۴۰ روزه، نمونه بارزی از مدیریت ریسک محافظه‌کارانه (لایه دوم تاب‌آوری) بود. بر اساس گزارش عملکرد منتشر شده توسط این صرافی، قطع اینترنت مانع از دسترسی هسته معاملات به قیمت‌های مرجع جهانی (نظیر بایننس) شد. در بازارهای مالی، نبود کشف قیمت (Price Discovery) دقیق، ریسک اجرای معاملات با قیمت‌های کاذب را به شدت بالا می‌برد. از این رو، والکس برای محافظت از دارایی کاربران و جلوگیری از ورشکستگی پلتفرم ناشی از آربیتراژ منفی، بازارهای رمزارزی خود را به حالت فقط-مشاهده (View-only) درآورد و فرآیند لیکوئید شدن در معاملات تعهدی را موقتاً متوقف ساخت. با این وجود، والکس در بخش ریالی بسیار موفق عمل کرد و توانست بالغ بر ۷.۸ هزار میلیارد تومان واریز و برداشت ریالی را تسویه کند. میانگین زمان پاسخگویی پشتیبانی این پلتفرم در اوج بحران کمتر از ۳ دقیقه ثبت شد که نشان از پایداری ساختار ارتباط با مشتری آن دارد.

​رمزینکس (Ramzinex): ظهور اقتصاد جزیره‌ای و ایزوله

​رمزینکس یکی دیگر از پلتفرم‌های لایه دوم بود که رویکرد متفاوتی را در پیش گرفت. این صرافی اگرچه امکان برداشت و انتقال رمزارز به خارج از پلتفرم را مسدود کرد، اما اجازه داد تا معاملات همتا‌به‌همتا (P2P) درون پایگاه داده سیستم ادامه یابد. این تصمیم منجر به خلق یک پدیده نادر اقتصادی تحت عنوان «اقتصاد جزیره‌ای» شد؛ به گونه‌ای که قیمت ارزهای دیجیتال به ویژه تتر در پلتفرم رمزینکس، ارتباط خود را با نرخ‌های جهانی قطع کرده و صرفاً بر اساس عرضه و تقاضای محلی کاربران محبوس در پلتفرم تعیین می‌شد. این انحراف قیمتی باعث ایجاد ابهام و سردرگمی شدید میان معامله‌گران شد و نشان داد که پلتفرم‌های P2P بدون امکان تسویه روی بلاکچین، کارایی واقعی خود را از دست می‌دهند. در وضعیت فعلی، رمزینکس با اتصال مجدد اینترنت، در حال بازسازی ساختار قیمتی خود و جبران کاهش اعتماد کاربران است.

​بیت پین (BitPin): دور زدن محدودیت‌ها با پروکسی‌های چندلایه

​بیت‌پین با معماری منعطف و مقاوم خود، توانست در لایه اول تاب‌آوری جایگاهی مستحکم پیدا کند. این صرافی موتور تطبیق سفارشات خود را با موفقیت در زیرساخت‌های داخلی مستقر کرده بود و برای ارتباط با نودهای جهانی، شبکه‌ای پیچیده از پروکسی‌های چندلایه را طراحی کرده بود که حتی در اوج فیلترینگ BGP نیز توانستند راه‌هایی برای عبور داده‌ها پیدا کنند. این پایداری باعث شد تا کاربران بیت‌پین کمترین میزان اختلال را در زمان بحران تجربه کنند. این صرافی در دوران پساجنگ (خرداد ۱۴۰۵) نه تنها خدمات پیشین خود را حفظ کرده، بلکه با اتکا به اعتبار کسب شده در دوران بحران، از سرویس‌های جدید سازمانی (B2B) و راهکارهای جامع برای کسب‌وکارها رونمایی کرده است که نشان‌دهنده استراتژی توسعه تهاجمی آن است.

​صرافکس (Sarrafex): خاموشی مطلق و مسیر دشوار بازیابی

​صرافکس یکی از بارزترین نمونه‌های آسیب‌پذیری زیرساختی در برابر قطعی اینترنت بین‌الملل بود و مستقیماً در لایه سوم (خاموشی مطلق) طبقه‌بندی شد. این صرافی به دلیل وابستگی حیاتی به سرورهای خارجی و عدم پیش‌بینی تمهیدات لازم برای لایه DNS در شبکه ملی اطلاعات، در تمام طول بحران از دسترس کاربران خارج شد. این قطعی ارتباط، موجی از نگرانی و بی‌اعتمادی را در میان مشتریان این پلتفرم ایجاد کرد. گزارش‌های تحلیلی در خرداد ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که علی‌رغم بازگشت تدریجی اینترنت بین‌الملل، صرافکس همچنان درگیر عواقب فنی این قطعی است؛ به طوری که رابط کاربری سایت در دسترس قرار گرفته، اما کلیه شبکه‌های بلاک‌چینی از دسترس خارج بوده و امکان برداشت‌های ریالی و رمزارزی برای کاربران این صرافی کاملاً غیرفعال است. تیم پشتیبانی این پلتفرم در حال تلاش برای احیای زیرساخت‌ها در هفته‌های آتی است، اما بازسازی سرمایه اجتماعی از دست رفته چالش اصلی این مجموعه خواهد بود.

​او ام پی فینکس (OMP Finex): تاکید بر نگهداری داخلی در شرایط فورس‌ماژور

​صرافی او ام پی فینکس در دوران تاریکی دیجیتال، ضمن تلاش برای حفظ پایداری سرورهای خود بر بستر اینترانت، رویکردی مبتنی بر آموزش و مدیریت روانشناسی بازار را اتخاذ کرد. یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های این پلتفرم، انتشار توصیه‌های اکید به کاربران مبنی بر عدم انتقال دارایی‌ها به کیف پول‌های سخت‌افزاری یا غیرکاستودی در زمان قطعی اینترنت بود. دلیل این امر، ماهیت کیف پول‌های شخصی است که برای نمایش و انتقال موجودی نیازمند اتصال به نودهای جهانی هستند و در صورت قطع اینترنت، عملاً به ابزارهایی بلااستفاده تبدیل می‌شوند. او ام پی فینکس با این استدلال، توانست بخش قابل توجهی از دارایی کاربران را درون پلتفرم خود حفظ کند و در فاز فعلی (خرداد ۱۴۰۵) با ارائه ویژگی‌های معاملاتی پیشرفته و وام‌دهی رمزارزی، در حال تثبیت جایگاه خود است.

​ارزینجا (Arzinja) و ارزپلاس (Arzplus): چالش‌های نقدینگی در ساختارهای فروشگاهی

​این دو پلتفرم با تمرکز بر خدمات فروشگاهی (OTC)، تجربه‌ای متفاوت از بحران داشتند. ارزپلاس مشابه پلتفرم‌های لایه دوم، امکان برداشت رمزارزی را مسدود ساخت تا از نوسانات شدید جلوگیری کند، اما بازارهای داخلی خود را برای تبادلات حفظ نمود. ارزینجا که طیف وسیعی از آلت‌کوین‌ها را پشتیبانی می‌کند، به دلیل ناتوانی در پوشش ریسک (Hedging) موقعیت‌های خود در صرافی‌های بین‌المللی در زمان قطع ارتباطات، با فشارهای جدی در تامین نقدینگی روبه‌رو شد. با این حال، پایبندی این صرافی‌ها به الزامات قانونی و حضور در فهرست‌های مجاز نهادهای صنفی (نظیر انجمن فین‌تک)، به آن‌ها کمک کرد تا پس از بازگشت تدریجی اینترنت در خرداد ۱۴۰۵، اعتماد کاربران سازمانی و خرد خود را مجدداً جلب کنند.

​اکسیر (Exir)، بیت ۲۴ (Bit24) و توایکس (Twox): تلاش برای بقا و حفظ نقدشوندگی

​در میان پلتفرم‌های بررسی شده، توایکس با اتکا به زیرساخت‌های فروشگاهی توانمند خود موفق شد در گروه پلتفرم‌های فعال لایه اول باقی بماند. بیت ۲۴ با توجه به پایگاه کاربری وسیع خود که در شرایط جنگی و تورمی به دنبال تبدیل دارایی‌های ریالی به تتر و سایر استیبل‌کوین‌ها بودند، با حجم بی‌سابقه‌ای از تقاضا مواجه شد. بسته شدن درگاه‌های بانکی توسط بانک مرکزی، بزرگترین مانع برای بیت ۲۴ بود، اما این پلتفرم توانست با مدیریت موجودی‌های از پیش شارژ شده کاربران، نقدشوندگی را تا حد امکان حفظ کند. صرافی اکسیر نیز با رویکردی مشابه، اولویت خود را بر پایداری پایگاه داده‌ها، جلوگیری از آسیب‌پذیری‌های سایبری در غیاب فایروال‌های بین‌المللی و محافظت از کیف پول‌های سرد خود قرار داد و اکنون در فاز بازیابی، به دنبال توسعه ابزارهای جدید سرمایه‌گذاری است.

رفتارشناسی اقتصادی معامله‌گران: تغییر پارادایم‌های حفظ ارزش

​بحران قطعی اینترنت همزمان با سایه جنگ، مفروضات بنیادین کاربران ایرانی در زمینه امنیت دارایی‌های دیجیتال را دگرگون ساخت. در دهه‌های گذشته، اصل «اگر کلید خصوصی نداری، دارایی متعلق به تو نیست» (Not your keys, not your coins) به عنوان یک قانون طلایی پذیرفته شده بود. اما قطع شبکه جهانی اینترنت یک نقص بزرگ در این سیستم را عیان کرد: کیف پول‌های سرد (Cold Wallets) نظیر لجر و کیف پول‌های نرم‌افزاری غیرکاستودی نظیر تراست ولت، برای ثبت هرگونه تراکنش یا حتی نمایش موجودی، نیازمند ارتباط با نودهای بلاک‌چینی مستقر در خارج از کشور هستند.

​در طول ۸۸ روز بحران، کاربرانی که دارایی خود را به کیف پول‌های شخصی منتقل کرده بودند، با مشاهده موجودی صفر (به دلیل ناتوانی نرم‌افزار در دریافت داده از شبکه) دچار وحشت شدند. در نقطه مقابل، کاربرانی که دارایی خود را در صرافی‌های لایه اول داخلی نگهداری می‌کردند، به دلیل اتصال این پلتفرم‌ها به شبکه ملی اطلاعات، حداقل قادر به رویت دارایی خود و تبدیل آن به ریال یا سایر رمزارزها در بازارهای محلی بودند. این تجربه تلخ باعث شد تا کارشناسان اقتصادی برای کشورهای تحت ریسک تحریم و قطع اینترنت، استراتژی‌های جدیدی مبتنی بر توزیع منطقی دارایی میان کیف پول‌های سخت‌افزاری و پلتفرم‌های امن داخلی برای حفظ نقدشوندگی در شرایط فورس‌ماژور پیشنهاد دهند.

​همچنین، چالش سیستم‌های احراز هویت دومرحله‌ای (2FA) نظیر Google Authenticator که برای تایید کدهای زمان‌محور نیازمند همگام‌سازی با سرورهای گوگل هستند، نشان داد که امنیت پلتفرم‌ها در زمان قطع اینترنت بین‌الملل تا چه حد شکننده است.

چشم‌انداز آینده و توصیه‌های راهبردی

​با عبور از التهابات اولیه و اتصال تدریجی اینترنت بین‌الملل در خرداد ۱۴۰۵، اکوسیستم رمزارز ایران در حال ورود به یک فاز بازیابی محتاطانه است. سطح دسترسی کاربران به شبکه به حدود ۸۶ درصد بازگشته است، اما پیامدهای سیاست‌های انقباضی و وعده‌های برآورده نشده هنوز بر بازار سایه افکنده است.

​اگرچه دولت به افزایش سقف روزانه درگاه‌های پرداخت برخی صرافی‌های مجاز تا ۲۰۰ میلیون تومان رضایت داده است، اما مشروط کردن این گشایش‌ها به ارائه کامل داده‌های کاربران به سامانه‌های نظارتی بانک مرکزی، تهدیدی جدی برای ماهیت حریم خصوصی در این بازار تلقی می‌شود. تجربه جنگ ۴۰ روزه اثبات کرد که معماری اقتصاد دیجیتال ایران فاقد تاب‌آوری لازم در برابر بحران‌های ترکیبی (نظامی، سایبری و رگولاتوری) است.

​برای تضمین بقای این صنعت، صرافی‌های ایرانی موظفند سرمایه‌گذاری عظیمی در بومی‌سازی کامل لایه‌های DNS، استقرار نودهای اختصاصی در داخل کشور (برای شبکه‌هایی که امکان‌پذیر است) و ایجاد کانال‌های ارتباطی پشتیبان غیروابسته به اینترنت عمومی (مانند شبکه‌های ماهواره‌ای تجاری مجاز) انجام دهند. از سوی دیگر، سیاست‌گذاران باید بپذیرند که مسدودسازی شریان‌های رسمی تبادل دارایی‌های دیجیتال در زمان بحران، به جای کنترل التهابات، تنها به گسترش بازارهای تاریک، خروج سرمایه و نابودی اعتماد عمومی منجر خواهد شد. در نهایت، کاربر ایرانی آموخته است که در خاورمیانه ملتهب، تنوع‌بخشی به سبد نگهداری دارایی‌ها و آمادگی برای ایزولاسیون‌های ناگهانی، تنها راه بقا در جهان اقتصاد

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.